تبليغاتX
ردیف آخر

<EMBED Src=”[url]http://yourmusicpath”[/url] quality=”hig” bgcolor=#”000000” WIDTH=”051” HEIGHT=”57” NAME=”your_music_name” <>/EMBED
شمسی و شمس اله

شمسی: شمس اله.

شمس اله: ها شمسی چیه؟

۱: پس ما کی می ریم خونه بخت؟

۲: می ریم عزیزم. بزار این وام لعنتی در بیاد، همه ی مشکلاتمون حل می شه. تازه آقا مرتضی رفیقم توی بانک گفته: تو تقاضای یه خر بکن رو سندش وام می دن.

۱: اِ چقدر؟

۲: چقدرشو نمی دونم بستگی به مدل و رنگش داره، بعدشم دولت گفته نفری ۱۰۰ هزار تومن هم ماهیانه بهمون می ده.

۱: آقا شمس اله راست می گی؟

۲: ها دروغم چیه؟

۱: آقا شمس اله پس همین روزها می ریم خرید؟

۲: ها که می ریم من و لادن تجربشو داریم.

۱: آقا شمس اله تو یه قولی به من می دی؟

۲: ها. چه قولی؟

۱: قول بده یه عروسی مفصل برام می گیری.

۲: ها پس چی که می گیرم. همه رو دعوت می کنیم توی باغ بابام اینا چند تا گوسفند می زنیم زمین می دیم ملت بخورند. تازه بعدش هم هر کی پرسید: آشپزت کی بوده و گوشتت چه گوشتی بوده؟ کلاس می ذاریم و داد می زنیم: حمید؟

۱: حمید کیه؟

۲: بابا تلویزیون مگه نمی بینی؟ بعد عروسی هم یه موبایل می خرم تا مثل این شهریا قبض آب و علوفه و کودمو با موبایل بدم و توی مسابقه نود شرکت کنم. تازشم با هواپیمایی که با ایرانسلم برنده می شم می ریم جشنواره تابستانی کیش.

۱: آقا شمس اله بچه دار هم می شیم؟

۲: ها که بچه دار می شیم، اول یه حساب مسکن براش باز می کنم تا آروم بشینه سوپشو بخوره بعدش هم می فرستمش آموشگاه علوی تا رتبه اش هر سال بهتر از سال قبل بشه.

پاشم پاشم برم که کفترام گشنشونه. این برنج محسن رو کجا گذاشتی؟


موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه 1387/06/24 و ساعت 10:34 توسط امید |

الهه مادر، به بابا بگو کالسکه علی رو هم بیاره، حال ندارم تا اونجا بغلش کنم ...

چند روز بعد

حمید امروز تو باید علی رو ببری مهد من سرم درد می کنه ...

حمید روزها که خونه نیستی علی خیلی اذیت می کنه، دیشب مریم خانوم می گفت ببرینش پیش دبستانی گلها. می گن خیلی خوبه ...

خانم معلم علی گفته نفری صد هزار تومان بیارین برای کلاسهای تابستانی، اگه تابستون نره کلاس همش می خواد توی این خونه رو اعصاب من راه بره ...

حمید امروز علی زنگ زد می گفت: امتحانام شروع شده تا یک ماه دیگه نمی تونم بیام اینجا خوابگاه گرفتم، جام خوبه ...

چندین روز بعد

... علی: الهه امروز می خوام برم خانه سالمندان یه سری به مامان بزنم خیلی وقته نرفتم، تو هم می یایی؟

 


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 10:18 توسط امید |

endline

امید

endline

http://endline.blogfa.com

ردیف آخر

ردیف آخر

ردیف آخر

ردیف آخر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog